ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
277
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
دوست صاحبدل ما مادام سرنا بازگو شده است ، در بين راه از رنج اسبسوارى مىكاست : ميرزا حسينخان كار دولتى خود را از كارمندى جزء در وزارت امور خارجه آغاز كرد . در همين وزارتخانه بود كه با حيله و نيرنگ و فوت و فن ديپلماسى ؛ يعنى با هنر دروغ گفتن آشنا شد و حتى در اين زمينه به زودى به درجه استادى رسيد . اولين سمت اين ديپلمات جوان نايب كنسولى ايران در بمبئى بود . هنگام جنگ ايران و انگليس وى در آن شهر بود و از اين فرصت استفاده نمود تا تارهاى تعصب مذهبى را به لرزه درآورد و توجه كليهى مسلمانها را به سوى خود جلب كند . به وسيلهى همين مسلمانها اطلاعات مجعولى دربارهى ايران ، از قبيل اخبارى در مورد جادههاى خوب و آذوقهى فراوان كه در ايران يافت مىشد و راههايى كه براى حمله به اين كشور بسيار مناسب بودند ، بر سر زبانها انداخت . حكمران هند اين اخبار و گزارشها را صحيح پنداشته و تمامى آنها را در بست باور نمود . روزى كه آتش جنگ شعلهور شد ، نايب كنسول ضمن ترك محل خدمت خود قلبا اين دلخوشى را داشت كه اطلاعات نادرستى كه به وسيلهى ايادى خود در اختيار دشمن گذاشته است سرانجام لشكركشى انگليسىها را در خليجفارس با شكست و نابودى مواجه خواهد كرد . حدس او درست از آب درآمد . انگليسىها بعد از تلفات زياد متوجه شدند كه گول خوردهاند ، ولى خيلى دير شده بود . در تهران از خدمات ميرزا حسينخان كه تدابير و حيلهى جنگى او قشون انگليس را به بوشهر كشانده بود ، قدردانى به عمل آمد . چون فقط در چنين وضعى روسيه متحد طبيعى ايران به شمار مىآمد ، اينك مىبايست سياست ماهرانهيى به كار مىبرد تا با استفاده از اين فرصت تا حد ممكن بين دو دولت دوستى محكم و اتفاقنظر ايجاد شود . به همين منظور ميرزا حسينخان كه تا اينجا شايستگى چشمگيرى از خود نشان داده بود ، مأمور اعمال اين سياست شد و به قنسولى ايران در تفليس ، مركز قفقاز - كه امور مربوط به آسياى مركزى در آنجا حل و فصل مىشد - انتخاب گرديد . آنگاه به بهانهى اينكه مىخواهد پذيرش خود را شخصا به دست بياورد ، عازم سنپترزبورگ شد و در آنجا توانست شخصيت خود را به نحو احسن به درباريان شناسانده و در دربار با حسن قبول مواجه شود . با استفاده از توقف در پايتخت روسيه ، روسها را به ميانجىگرى بين انگليس و ايران واداشت تا هيچ نوع غرامتى از بابت جنگ به كشورش تحميل نشود . اين دومين موفقيت درخشان اين ديپلمات جوان بود . بعد از چنين قدمهاى اوليهى محكم و شايستهيى حق نبود مدتى دراز در پست قنسولى تفليس متوقف گردد . در ماه ژوئيه 1859 به سمت وزير مختارى ايران در اسلامبول